آموزش سواد مالی به کودک یکی از پایههای توانمندسازی او برای زندگی مستقل و سالم اقتصادی را شکل میدهد. وقتی صحبت از آموزش سواد مالی به میان میآید هر کدام ما تصورات مختلفی داریم. گروهی از ما به پسانداز یا بودجهبندی فکر میکنیم. اما سوادمالی فراتر از این است. در بحث سواد مالی مباحثی از جمله آموزش مهارتهایی مانند مدیریت ساده بودجه، تعیین هدف، تصمیمگیری، تاخیر در ارضای خواستهها و مهارتهای اجتماعی مانند سخاوت و همکاری مطرح میشود. پژوهشها نشان میدهد نگرشها و عادتهای مالی که در کودکی شکل میگیرند میتوانند تا بزرگسالی تداوم یابند؛ بنابراین پرداختن به آموزش مالی از سنین پایین نوعی سرمایهگذاری بلندمدت است.
|
وقتی پای قصههای پدربزرگم مینشستم گاه از روزهایی میگفت که وارد بازار کار شده بود. سن و سالی نداشت. از همان نوجوانی شاگردی یک نجاری را کرده بود تا کمکم امین استادش شده بود. تازه بیست و یکی دوسال داشت که توانست اولین سفارش مستقلش را بگیرد. چند سال بعدش هم با مادربزرگم ازدواج کرده بود و کاملا مستقل شده بود. پای صحبتش که مینشس تی جا میخوردی که چطور یک جوان بیست و یکی دوساله توانسته یک نجاری را بگرداند و خانوادهای را اداره کند. دستش توی جیب خودش باشد و انتظاری از دیگران نداشته باشد. کافی است سبک زندگی پدربزرگهایمان را با جوانان نسل زد امروزی مقایسه کنیم تا ببینیم انگار یک جای راه را اشتباه رفتیم. طبق تحقیقات جوانان نسل زد مدت زمان کوتاهی می توانند در یک شغل ثابت بمانند. از طرفی تا سالهای زیادی قادر نیستند به صورت مستقل زندگی کنند و درآمد کافی داشته باشند. مقصر شاید سخت شدن شرایط اقتصادی باشد، اما نگرش نسبت به زندگی، سطح توقعات و نداشتن مهارت کافی در حیطه مدیریت امور مالی نیز در ایجاد این چالش بیتاثیر نیست. |
رایجترین اشتباهات والدین در آموزش سواد مالی به کودکان
اجتناب از گفتگو درباره پول
والدینی که درباره منابع، محدودیتها و تصمیمهای مالی صحبت نمیکنند، فضای اطلاعاتی را به رسانهها یا همسالان میسپارند. این بیاطلاعی میتواند منجر به برداشتهای اشتباه، انتظارات نامعقول و اضطراب مالی شود. البته برخی از والدین تصور میکنند اگر درباره محدودیتهای مالی با کودکان صحبت کنند ممکن است کودک دچار اضطراب شود. این باور تا حدودی درست است. کودک اگر احساس کند خانواده از نظر مالی امنیت ندارد ممکن است دچار اضطراب شود. اما این امر نباید منجر به ابراز محدودیتها شود.
مثال و راهکار: بهجای گفتن «پول نداریم»، بگویید «ما الان انتخاب کردیم برای چیز دیگری پسانداز کنیم؛ برای خرید این اسباببازی باید فلانقدر جمع کنیم». گفتگوی شفاف متناسب با سن باعث احساس امنیت و یادگیری میشود.
الگوهای نامناسب (عمل بیشتر از حرف اثر میگذارد)
کودکان بیشتر از آنکه به دستور گوش دهند، رفتار شما را تقلید میکنند. خریدهای غیرمنطقی و تکانهای -خریدی که براساس نیاز نباشد- یا صحبت منفی در مورد هزینهها، پیامهای نادرست ارسال میکند. وقتی کودک رفتار ما را در جریان خرید و تهیه ملزومات ببیند، شیوه ما را در مدیریت مالی میآموزد.
راهکار: در حضور کودک، مراحل تصمیمگیری و بهترین انتخاب را توضیح دهید؛ مثلاً «من قیمتها را مقایسه میکنم چون مهم است». اگر اشتباهی انجام دادید، آن را پنهان نکنید—اشتباه والدین نیز میتواند درس باشد.
دادن پول بدون مسئولیت یا توضیح
وقتی پول بدون هیچ تلاش یا برنامهریزی در اختیا کودک قرار بگیرد، کودک ارزش پول و درآمد را درک نمیکند. بدیهی است که این حرف به این معنا نیست که برای انجام هر کاری پولی به کودک داده شود یا در ازای درخواستهای کودک همواره از او خواسته شود کاری در ازای آن انجام دهد. در واقع القای این مفهوم که «هر کاری پول دارد» ممکن است حس مسئولیت خانوادگی را تضعیف کند یا به کودک این پیام را بدهد که برای هر کاری باید مطالبه مالی داشته باشد. در حالی که بسیاری از اقدامات ما برای دیگران به خاطر حس مسئولیتپذیری ما و براساس معیارهای اخلاقی رخ میدهد. این راهکار به این معناست که از دادن پول بیحساب و کتاب به کودکان یا پرداخت هزینههای افراطی اجتناب کنیم و از طرفی به کودک فرصت دهیم تا خودش هم تجربه کند که کسب درآمد میتواند با سختی و دشواریهایی همراه باشد.
راهکار: برای کودکان کمسال، پول توجیبی هفتگی با سه بخش (خرج/پسانداز/اهداف) تعریف کنید. برای نوجوانان، مشارکت در برنامهریزی خریدهای خانوادگی میتواند تجربه مهمی باشد.
محافظت افراطی؛ جلوگیری از اشتباه
امروزه مفهوم والدین هلیکوپتری یا والدین برف روب برای بیشتر افراد مشخص است. این والدین فرصت تجربه ناکامی را از فرزندانشان میگیرند و مدام مراقب هستند که مشکلی برای کودک پیش نیاید تا دچار احساس ناخوشایند نشوند. این والدین با اقدامات پیشگیرانه خود تلاش میکنند نگذارند موقعیت همراه با شکست و چالش برای فرزندشان به وجود بیاید. پیامد این رفتار این است که کودک فرصت یادگیری از شکستها و مواجهه با ناکامیها را از دست میدهد. این اتفاق در تصمیمگیریهای مالی هم ممکن است رخ دهد. وقتی به کودک فرصت نمیدهیم که با شکستهایش مواجه شود —مثلاً جبران هزینهی خرید اشتباه کودک— کودک فرصت یادگیری درسهای مهمی را از دست میدهد. این امر به معنای ندادن آموزش به کودک یا عدم حمایت از او در زمانهای بحرانی نیست. تنها به این معناست که به کودک فرصت دهیم انتخابهایی داشته باشد و با پیامدهای طبیعی انتخابها و رفتارهایش مواجه شود.
راهکار: اجازه اشتباهات کمهزینه را بدهید و پس از آن با کودک تحلیل کنید چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم که در آینده مشکلات تکرار نشود. در نظر داشته باشید منظور از اشتباهات کمهزینه اشتباهاتی است که پیامدهای طولانی مدت و غیرقابل جبران نداشته باشد.
پیامهای متناقض میان والدین
در همه مکاتب فرزندپروری و در همه امور مرتبط با فرزندپروری، به همسویی والدین تاکید بسیاری میشود. وقتی والدین پیامهای تربیتی متناقضی درباره یک موضوع ارایه میدهند – چه این پیام از طرف دو والد متفاوت باشد، چه یک والد در موقعیت های مختلف پیامهای متناقضی ارایه دهد- کودک دچار سردرگمی یا حتی اضطراب میشود. در آموزش سواد مالی هم این همسویی بسیار حایز اهمیت است. اگر قوانین خاصی را در راستای آموزش سواد مالی برای کودک در نظر دارید تلاش کنید هر دو و در تمامی شرایط و موقعیتها به ان پایبند بمانید. این مساله در خانههایی که والدین از یکدیگر جدا شدهاند چالشافرینتر است. ممکن است والدین بعد از جدایی قوانین مختلفی در نظر بگیرند. این امر علاوه بر ایجاد سردرگمی در کودک میتواند سبب رفتارهای نادرستی در کودک نیز شود و او را ترغیب کند که از این اختلاف قوانین سواستفاده کند.
راهکار: قبل از اعمال قوانین مالی با هم توافق کنید و پیام مشترک داشته باشید. برای قانونگذاری میتوانید از خود کودک -بسته به میزان توانمندیاش- کمک بگیرید.
آموزش انتزاعی بدون تجربه عملی
یادگیری نظری معمولاً نمیتواند جایگزین تجربه عملی شود؛ کودکان نیاز دارند با پول واقعی یا شبیهسازی شده کار کنند تا مفاهیم جا بیفتد. امروزه منابع زیادی به شکل بازی، کتاب، بسته آموزشی و ازین دست در اختیار والدین است که می توانند از طریق آنها این مفاهیم را به کودک آموزش دهند.
راهکار: برگزاری بازارچه و فعالیتهای مرتبط با پول در مدرسه، مشارکت کودک در فعالیتهای مالی خانواده و استفاده از پول در شرایط واقعی می تواند مفید باشد.
تمرکز صرف بر پسانداز و غفلت از مهارتهای تصمیمگیری
وقتی درباره سواد مالی صحبت میشود، پسانداز یکی از اولین مفاهیمی است که به ذهن هر کدام ما میرسد. صدالبته که پسانداز امر مهمی است و کودک باید بیاموزد که برای کسب لذت بزرگتر و خرید یک کالای گرانتر لازم است پسانداز داشته باشد. به عبارت دیگر او باید بیاموزد که لازم است برای فردای خود هم برنامهریزی داشته باشد. اما تمرکز بیش از حد بر پسانداز ممکن است مانع شود که کودک درباره درست خرج کردن هم در محیط امن خانواده و در کنار والدین آموزشهایی را دریافت کند. در واقع با اینکه پسانداز مهم است اما توانایی اولویتبندی میان نیازها و خواستهها و مدیریت تعارضات اجتماعی (مثلاً در خرید گروهی) نیز ضروری است. لذا لازم است به کودک آموزش داده شود که بخشی از پولش برای پسانداز است و بخشی از آن برای مخارج؛ و لازم است در مسیر خرج کردن مهارتهای تصمیمگیری را به خوبی بیاموزد.
تمرین: برای خرید یک آیتم، فهرست مزایا و معایب با کودک بنویسید و گزینهها را مقایسه کنید. خرید هوشمندانه مهارتی است که میتواند در آینده بسیار کمکش کند.
استفاده از زبان شرمآور یا مقایسهای درباره پول
در آموزههای اخلاقی ما تاکید زیادی بر عدم قضاوت شخصبت افراد براساس درآمد یا توانمندیهای مالی شده است. مهم است که کودکان، در شرای مالی خانوادگی متفاوت، بیاموزند که ارزش انسانها به میزان داراییشان نیست. اینکه افراد شیوههای شرافتمندانه برای کسب درآمد انتخاب میکنند و تلاش میکنند درآمدشان را به شیوهای انسانی و درست خرج کنند تعیین کننده ارزش افراد است. جملات قضاوتآمیز یا مقایسه با دیگران میتواند به شکلگیری الگوهای منفی منجر شود و حتی انگیزه کودک را برای یادگیری کاهش دهد.
راهحل: از زبان بیقضاوت و آموزشی استفاده کنید؛ به محدودیتها بهعنوان چالشهای حلشدنی نگاه کنید.
|
یکی از زیباترین کاریکاتورهایی که درباره فقر دیدم تصویر دو مادر در موقعیتهای مشابهی بود. هردو پشت چراغ قرمز ایستاده بودند و دست فرزندشان را در دست داشتند. آن طرف خیابان پشت چراغ فرد مستمندی تکدی میکرد. هر دو تصویر دقیقا مشابه بود، جز جملهای که هر مادر به فرزندش میگفت. مادر اول گفت:«اگر درس نخوانی مثل این آقا بدبخت و فقیر میشوی». مادر دوم اما گفته بود:«اگر خوب درس بخوانی می توانی کاری بکنی که افراد کمتری از فقر رنج ببرند.» نوع نگاه ما کلمات ما را میسازند و گاه برندگی کلمات از شمشیر بیشتر است. |
شواهد پژوهشی چه میگوید؟
مطالعات نشان دادهاند که گفتوگوهای روزمره والدین درباره قیمتها و مقایسهها، ارتباط مستقیمی با مهارتهای «محاسبات مرتبط با پول» در کودکان دارد. اما باید در نظر داشت افراط در این امر میتواند کودک را به سمت این موضوع ببرد که همه چیز پول است. در حالی که این شیوه تفکر میتواند نگرشهای اخلاقمدارانه و فضیلتمحور را در کودک تضعیف کند و حتی مانع رشد حیطههای دیگر شود. همچنین مطالعات حوزه آموزش سواد مالی کودک نشان میدهد برنامههایی که ترکیبی از آموزش نظری و تمرین عملی ارائه میدهند، نتایج پایدارتری در رفتارهای مالی نوجوانان و بزرگسالان جوان دارد. این نتایج تأکید میکند که نقش والدین در آموزش مالی هم از نظر محتوا و هم از نظر مدلسازی رفتار بسیار تعیینکننده است.
چکلیست سریع برای جلوگیری از اشتباهات مالی والدین
- درباره پول با زبان مناسب سن صحبت کنید.
- الگوی رفتاری مناسب باشید؛ رفتار شما مهمتر از توصیههاست.
- به کودک فرصت تصمیمگیری بدهید و اشتباهات کمهزینه را بپذیرید و تحلیل کنید.
- قوانین پولی خانواده را ساده، شفاف و ثابت نگه دارید.
- از ابزارهای بازی و پروژههای واقعی برای تمرین استفاده کنید.
- تقسیمبندی پول (خرج/پسانداز/بخشش) را آموزش دهید.
- درباره ارزشها و فضیلتهایی که مرتبط با پول است (مثلاً کمک به دیگران) صحبت کنید.
نمونه دیالوگهای ساده برای والدین
اینکه چگونه با فرزندانمان درباره مسائل مالی صحبت کنیم میتواند نقش مهمی در آموزش این مفاهیم داشته باشد. در این قبیل مکالمات باید سطح درک و توانمندی کودک را در نظر بگیریم.اگر بیش از حد ساده یا دشوار صحبت کنیم نمیتوانیم به خوبی مفهوم موردنظر را به او منتقل کنیم و به نتیجه مطلوب برسیم. همچنین باید مراقب باشیم ضمن آموزش و نشان دادن شرایط واقعی -و نه آرمانی-از ایجاد اضطراب پیشگیری کنیم. به یاد داشته باشیم چه درخواست کودک را بپذیریم چه آن را رد کنیم میتوانیم از رهگذر این مکالمات فرصتهای خوبی برای یادگیری و تحلیل ایجاد کنیم.
- برای کودک ۴–۶ سال: «این اسباببازی گران است؛ اگر تو میخواهی میتوانیم برایش پسانداز کنیم یا یک چیز ارزانتر بخریم. کدام را ترجیح میدهی؟»
- برای کودک ۷–۹ سال: «ما دو گزینه داریم: یا این کفش گرانتر را بخریم که دیرتر خراب میشود یا کفش ارزانتر که ممکن است زودتر نیاز به تعویض داشته باشد. تو کدام را انتخاب میکنی؟ چرا؟»
- برای نوجوان ۱۲–۱۵ سال: «اگر پول ماهیانهات را در سه بخش تقسیم کنی—سرمایهگذاری کوچک، پسانداز هدفمند و مخارج روزمره—چطور میتوانی برای یک هدف بزرگتر مانند گوشی یا دوره آموزشی برنامهریزی کنی؟»
راهکار برای خانوادههایی با منابع محدود
آموزش مالی نیاز به منابع مالی ندارد. میتوان با بازیهای رایگان، گفتوگوهای روزمره و واگذاری مسئولیتهای کوچک در خانه، مهارتهای پایه را آموزش داد. برای مثال، مقایسه قیمت کالاهای مشابه در بازار محلی، بحث درباره نیاز و خواسته و تمرین تصمیمگیری اقتصادی را میتوان بدون خرید واقعی تمرین کرد.
البته باید در نظر داشت که خانوادههایی که به منابع بیشتری دسترسی دارند نیز از آموزش سواد مالی بینیاز نیستند. متاسفانه افراد تصور میکنند اگر شرایط مالی مطلوبی دارند و میتوانند همه خواستههای فرزندانشان را تامین کنند، نیازی نیست که مفاهیمی از جمله مهارت تصمیمگیری و به تعویق انداختن نیاز را آموزش دهند. این درحالی است که این مهارتها ارتباطی با شرایط مالی خانوادگی ندارد. بدیهی است کودکی که برای مثال بودجهبندی را بلد نباشد، یک روز ممکن است همه داراییاش را به باد دهد؛ فارغ از اینکه این دارایی چقدر باشد.
|
یچه که بودیم گاهی میشد یک روزهایی دم غروب جمع میشدیم توی حیاط یا کوچه و با یک توپ پلاستیکی چند ساعت خوش بودیم. یادش بخیر کودکی به اینکه لباس و اسباببازیمان را از کجا خریدیم آلوده نمیشد. فکرش را نمیکردم روزی برسد که وقتی پشت در مهدکودک منتظر آمدن پسرم هستم، کودک چهارسالهای را ببینم که با تبختر برای دوستش تعریف میکند که در تولد چند جعبه لگوی «اصل» هدیه گرفته است. چرا باید ذهن کودک آلوده اصل یا فیک بودن یک اسباببازی شود؟ چرا باید احساس غرور کودکان ما به برند اسباببازیهایشان گره بخورد؟ |
نکات برای استفاده از ابزارهای دیجیتال
اپلیکیشنها و بازیهای آموزشی میتوانند مکمل خوبی باشند اما نباید جایگزین تجربه واقعی شوند. هنگام انتخاب اپ، از شفاف بودن اهداف آموزشی، عدم وجود تبلیغات بیش از حد و مناسب بودن محتوا برای رده سنی مطمئن شوید.
جمعبندی اجرایی (یک برنامه ۳۰ روزه کوتاه)
هفتهٔ اول: هر روز ۵–۱۰ دقیقه درباره یک مفهوم ساده پولی صحبت کنید (قیمت، پسانداز، انتخاب).
هفتهٔ دوم: یک فعالیت عملی هفتگی مثل بازارچه یا قلک تقسیمشده -برای آموزش بودجهبندی- اجرا کنید.
هفتهٔ سوم: یک هدف کوچک تعیین کنید و هر هفته پیشرفت را بررسی کنید.
هفتهٔ چهارم: بررسی کنید چه یاد گرفتید و دو رفتار جدید را در خانواده ادامه دهید (مثلاً «هر شنبه زمان بررسی قلک است» و «قبل از خرید بزرگ همهچیز را مقایسه میکنیم»).
با افزودن این برنامههای کوچک و منظم، اشتباهات مالی والدین کمتر میشوند و آموزش مالی کودک از شکل نصیحتمحور خارج و به تجربه عملی تبدیل میشود.
منابع
1. LeBaron, A. B., Holmes, E. K., Jorgensen, B. L., & Bearden, R. A. (2020). Parental Financial Education During Childhood and Financial Behaviors of Emerging Adults.
2. Consumer Financial Protection Bureau (CFPB). A review of youth financial education: Effects and evidence. (گزارش مروری دربارهٔ آموزش مالی جوانان.)
3. Duong, S. (2024). Money Talks: Teaching Kids Financial Fluency. (پژوهشی دربارهٔ تأثیر گفتگوهای والدین بر مهارتهای پولی کودکان.)
Child Mind Institute. (2024). Talking to Kids About Money. (راهنمای رفتاری و روانشناختی برای گفتگو دربارهٔ پول.)
4. Michigan Ross / RTIA (2024). New research shows children form attitudes about money at a young age. (خلاصهٔ پژوهشهای مرتبط)
5. «سواد مالی در کودکان و تاثیر بازیهای اجرایی» — مقاله منتشرشده در Civilica، 2025.
6. «چارچوب سیاستی برای ارتقای سواد مالی در ایران» — مجموعه مقالات در Noormags (مجلات علمی ایران).
7. قناویزی و همکاران — «چگونگی آموزش سواد مالی و تأثیر آن بر کاهش مصرفگرایی دانشآموزان» (پژوهش دانشگاه اصفهان).
8. «تحلیل انتقادی پیامدهای اجتماعی آموزش سواد مالی به کودکان: مطالعه موردی یک بازارچه دانشآموزی» — مقاله منتشرشده در نشریات دانشگاهی ایران.
9. گزارشها و مقالات تحلیلی داخلی دربارهٔ آموزش سواد مالی در دورهٔ ابتدایی (مجموعه مقالات و همایشهای آموزشی در ایران).
