چگونه معلمان را در آموزش سواد هیجانی به کودک توانمند کنیم؟

جدول محتوا

مقدمه

توانمندسازی مربی در آموزش سواد هیجانی به کودکان یکی از پایه‌ای‌ترین نیازهای نظام‌ آموزشی مدرن است. هوش هیجانی و سواد هیجانی نه تنها مهارت‌های اجتماعی-هیجانی را در کودکان تقویت می‌کند، بلکه زمینه‌ی رشد تحصیلی، رفتار سازگار و سلامت روانی را نیز فراهم می‌سازد. این مقاله با لحن علمی و کاربردی برای مربیان تدوین شده و راهکارهایی عملی، مبتنی بر پژوهش، برای برنامه‌ریزی و اجرای آموزش عاطفی ارائه می‌دهد. آکادمی علوم و تحقیقات بنیاد سلاله در این مقاله به اهمیت این آموزش و چگونگی آن می‌پردازد.

 

ضرورت توانمندسازی مربی در آموزش هوش و سواد هیجانی

توانمندسازی مربی به معنای ارتقای دانش، مهارت‌ها و نگرش مربیان نسبت به هوش و سواد هیجانی است. مربیان توانمند می‌توانند به‌صورت کارآمد احساسات کودکان را شناسایی و تنظیم کنند که این امر به کاهش رفتارهای مشکل‌آفرین و افزایش مشارکت یادگیرنده منجر می‌شود.

یکی از مهمترین مفاهیم در تنظیم هیجان تفکیک قایل شدن بین هیجان و رفتار است. ما به هیجان کودک اعتبار می‌دهیم و باور داریم که هیجان پیامی است که به ارسال می‌شود تا رفتار مناسب را انجام دهیم. اما الزاما رفتار پیشنهادی سیستم رفتار مطلوب نیست. برای مثال کودک ممکن است از دست دوستش خشمگین شود. این خشم حامل این پیام است که در حق من ظلم شده است. ما ضمن دیدن هیجان کودک به او می‌آموزیم هر رفتاری در مقابل این خشم قابل قبول نیست. لذا لازم است ضمن اعتباربخشی به خشم به او کمک کنیم رفتار پرخاشگرانه را کنترل کند و اقدام به رفتاری نماید که موثرتر است.

 

  تاثیر توانمندسازی مربی بر یادگیری و رفتار کودک

پژوهش‌ها نشان می‌دهد مربیانی که در حوزه هوش هیجانی آموزش دیده‌اند، کلاس‌های سازمان‌یافته‌تر و محیط‌های امن‌تری ایجاد می‌کنند. این فضاها به کودکان فرصت می‌دهد تا احساسات خود را بیان کنند و مهارت‌های تنظیم هیجان را بیاموزند. به‌علاوه، توانمندسازی مربی موجب بهبود روابط معلم-دانش‌آموز و افزایش انگیزه یادگیری می‌شود. از همه مهمتر اینکه مربی و معلمی که می‌تواند هیجانات خود را به‌خوبی تنظیم کند می‌تواند الگوی خوبی برای کودک در اجرای این مهارت باشد.

 شاخص‌های توانمندسازی مربی

شاخص‌هایی مانند آگاهی هیجانی، مهارت همدلی، تکنیک‌های تنظیم هیجان، و توانمندی در طراحی فعالیت‌های عاطفی-اجتماعی از مهم‌ترین ابعاد توانمندسازی مربی هستند. این شاخص‌ها باید در طرح توسعه حرفه‌ای و ارزیابی عملکرد مربیان لحاظ شوند.

توانمندی مربی در این مهارت‌ها برای سلاله اگر مهم‌تر از سطح علمی وی نباشد، ارزش کمتری هم ندارد. برای ما بسیار حایز اهمیت است که مربی یا معلمی که در سلاله مشغول به کار می‌شود مهارت‌های مرتبط با همدلی را بشناسد و به بهترین شیوه در تعامل با کودکان، والدین و دیگر همکاران به کار برد.

 

چارچوب برنامه‌ریزی برای مربیان جهت آموزش سواد هیجانی

یک برنامه‌ریزی منسجم برای مربیان باید شامل اهداف واضح، محتوای آموزشی، روش‌های اجرا، ابزار سنجش و بازخورد مستمر باشد. در ادامه یک چارچوب پنج مرحله‌ای پیشنهادی ارائه می‌شود.

تعیین اهداف یادگیری سواد هیجانی

وقتی مربی شروع به آموزش سواد هیجانی به کودک می‌نماید لازم است اهداف مشخصی را در نظر داشته باشد که قرار است در جریان طرح درس به کودک کمک کند تا این اهداف را محقق نماید. اهداف باید مشخص، قابل اندازه‌گیری و متناسب با سن کودکان باشد (مثلاً: شناخت احساسات پایه، یادگیری تکنیک‌های آرام‌سازی، توانایی بیان نیازها). اهداف به سه سطح دانشی، مهارتی و نگرشی تقسیم می‌شوند. طرح‌درس‌ها مرتبط با هر سطح و هدف رفتاری تنظیم می‌شود.

طراحی محتوای علمی و کاربردی

محتوا شامل آموزش نظری کوتاه درباره مفاهیم هوش هیجانی و فعالیت‌های عملی مانند بازی‌های نقش، داستان‌خوانی هدایت‌شده و تمرین‌های تنفسی است. محتوای طراحی‌شده باید مبتنی بر شواهد علمی و متناسب با فرهنگ محلی باشد. برای مثال، استفاده از داستان‌های محلی برای معرفی احساسات و بکارگیری موسیقی آشنای کودکان می‌تواند اثربخشی را افزایش دهد.

روش‌های تدریس و تعامل

در آموزش سواد هیجانی به کودکان روش‌های فعال و مشارکتی مانند یادگیری مبتنی بر بازی، یادگیری اجتماعی-هیجانی (SEL)، و تدریس مبتنی بر تجربه توصیه می‌شود. مربی باید از بازخورد توصیفی، مدل‌سازی رفتار و تقویت مثبت بهره ببرد. در عین حال، تنظیم فضای فیزیکی کلاس—مانند ناحیه‌ای برای آرام‌سازی—می‌تواند نقش محوری در پیاده‌سازی آموزش سواد هیجانی ایفا کند. ایجاد چنین فضایی و معرفی آن به کودک به او کمک می کند تا خودش برای حضور در این فضا پیش‌قدم شود.

ارزیابی و پایش پیشرفت

ارزیابی باید شامل ابزارهای مشاهده‌ای، پرسش‌نامه‌های ساده برای والدین و مربیان و نمونه‌برداری از عملکرد کودک در موقعیت‌های واقعی باشد. شاخص‌های قابل اندازه‌گیری ممکن است شامل تعداد واکنش‌های همدلانه، توانایی نام‌گذاری احساسات و مدت‌زمان تنظیم هیجان باشد. دقت داشته باشیم منظور از ارزیابی مقایسه کودک با خودش است. بهتر است مراقب باشیم در این ارزیابی‌ها کودکان را باهم مقایسه نکنیم و به ویژگی‌های فردی هر کودک توجه داشته باشیم.

توسعه حرفه‌ای مستمر

برنامه‌های توسعه حرفه‌ای شامل کارگاه‌ها، جلسات بازنگری موردی، و گروه‌های همیاری برای تبادل تجربه و حل مسئله است. مربیان باید فرصت مشاهده یکدیگر و دریافت بازخورد عملی را داشته باشند. مربی زمانی می‌تواند در کلاس توانمند عمل کند که بتواند اطلاعات و مهارت خود را به‌روزرسانی کند و شیوه‌های جدید آموزش را آموخته باشد. همچنین خطاهای قبلی خود را بشناسد و به خود فرصت یادگیری بیشتر بدهد.  به خاطر داشته باشیم پویایی از ویژگی‌های اصلی مربیان توانمند است.

 مهارت‌های کلیدی که مربیان باید یاد بگیرند و آن را به کودکان بیاموزند (سواد هیجانی)

سواد هیجانی مجموعه‌ای از مهارت‌هاست که مربیان باید در کودکان پرورش دهند:

 شناخت و نام‌گذاری احساسات

توانایی شناسایی دقیق احساسات در خود و دیگران و استفاده از واژگان مناسب برای نام‌گذاری آن‌ها. این مهارت پایه‌ای برای گفتگوهای آگاهانه درباره هیجان‌هاست. بعلاوه به فرد کمک می‌کند تا هیجان خود را تنظیم کند و با فعال‌تر کردن بخش منطقی و کلامی مغز رفتار مناسبی رد بحران‌ها نشان دهد. این تکنیک با عنوان name it tame it به تفصیل در کتاب کودک کامل‌مغز آمده است.

 همدلی و گوش دادن فعال

همدلی نه تنها به درک احساسات کودک کمک می‌کند بلکه زمینه‌ی تامین حمایت هیجانی مناسب را فراهم می‌آورد. مربی باید از پرسش‌های باز و منعطف برای کشف تجربه‌ی درونی کودک استفاده کند. این مهارت به مربی کمک می‌کند تا بتواند لحظات بحرانی را که کودک با طغیان هیجانات شدید مواجه شده بهتر مدیریت نماید. این مهارت در مواجهه با والدین که دچار چالش شده‌اند و نمی توانند هیجان خود را در صحبت با مربی تنظیم کنند نیز بسیار راهگشاست.

 تنظیم هیجان و مهارت‌های مقابله‌ای

مربی باید تکنیک‌هایی مانند تنفس عمیق، شمارش تا ده، و آرام‌سازی هدایت‌شده را به کودکان آموزش دهد و خود نیز به‌عنوان یک الگوی رفتاری در زمان‌های بحرانی به کار گیرد. مهارت‌های مقابله ای یا مهارت‌های کنارآمدن با هیجانات شدید به‌ویژه اضطراب به مجموعه‌مهارت‌هایی گفته می‌شود که به ما کمک می‌کند تا در زمان‌هایی که دچار تلاطم هیجانی شده‌ایم بتوانیم مانع از انجام رفتارهای مخرب و آسیب‌رسان شویم.

قرار نیست همیشه زندگی به ساز ما برقصد. خیلی وقت‌ها ساز مخالف کوک می‌کند و ما را با چالش‌های مختلفی روبرو می‌کند. این وقت‌ها هیجانات (غالبا ناخوشایند) مثل خشم بالا می‌آیند. ما تلاش می‌کنیم از این هیجانات دردناک اجتناب کنیم. برای اجتناب گاه اقدام به کارهایی می‌کنیم که پشیمانی به‌بار می‌آورد. پشیمانی و حسرتی که در بیشتر مواقع دیگر سودی ندارد. راس هریس در کتاب «وقتی زندگی ساز مخالف می‌زند» از تکنیک «لنگر انداختن» یاد می‌کند و می‌گوید در این بحران‌ها گاه هیچ کاری نکردن بهتر از اقدامات عجولانه است. او می‌گوید همانطور که در زمان طوفان بهتر است کشتی لنگر بیندازد و حرکت نکند، ما هم لازم است صبر کنیم تا هیجان اندکی آرام گیرد و ما بتوانیم با نگاهی شفاف‌تر (و بصیرتی که هیجانات آن را تیره و تار نکرده‌اند)‌ به آن‌ها نگاه کنیم و بهترین تصمیم را برای اقدام عملی اتخاذ کنیم.  

 مهارت‌های ارتباطی مثبت

ارتباط روشن، قاعده‌مند و حاوی پیام‌های تقویت‌کننده، رفتارهای مطلوب را ترویج می‌دهد. استفاده از زبان تشویقی، تقویت تلاش و ارائه توضیح کوتاه درباره قوانین رفتاری مؤثر است. لذا لازم است چه در آموزش و چه در دادن بازخورد به کودکان از ابهام پرهیز کنیم.

 راهکارهای اجرایی و فعالیت‌های پیشنهادی برای مربیان

در این بخش، نمونه‌ی فعالیت‌های کوتاه و قابل اجرا در کلاس آمده است که می‌توانند در برنامه‌ریزی مربیان قرار گیرند.

 داستان‌خوانی هدایت‌شده با تمرکز بر احساسات

انتخاب داستان‌هایی که موقعیت‌های هیجانی متنوع دارند و توقف‌های هدفمند برای پرسش و بحث درباره احساسات شخصیت‌ها می‌تواند به کودکان کمک کند تا درباره موقعیت هیجانی فکر کنند. وقتی شخصیت داستان گرفتار یک موقعیت هیجانی می‌شود کودک به دلیل اینکه با او همراهی کرده است، نسبت به سرنوشت شخصیت کنجکاو خواهد شد. می توان در زمان‌های بحث گروهی از این داستان‌ها کمک گرفت.

 بازی‌های نقش و نمایش‌های کوتاه

با استفاده از نمایش، کودکان نقش احساسات مختلف را تمرین می‌کنند و راه‌های مناسب برخورد را تجربه می‌کنند. این تمرین‌ها را می‌توان با تصاویر احساسی و کارت‌های موقعیت ترکیب کرد.

 جعبه ابزار آرام‌سازی

ایجاد یک فضای آرام در کلاس که شامل کارت‌های نفس‌کشیدن، موسیقی ملایم و فعالیت‌های حسی برای تنظیم هیجان است. مربی باید نحوه استفاده از این ابزارها را آموزش داده و آن‌ها را در دسترس کودکان قرار دهد.

 فعالیت‌های گروهی برای تقویت همدلی

تمرین‌هایی که نیاز به همکاری و شنیدن دیگری دارد مانند حل مسئله گروهی یا بازی‌های تبادل نقش می تواند فرصت خوبی برای آموزش باشد. این فعالیت‌ها مهارت‌های اجتماعی و توانایی درک دیدگاه دیگران را تقویت می‌کند.

 موانع متداول و راه‌های غلبه بر آن‌ها

مربیان ممکن است با موانعی مانند کمبود وقت، مقاومت والدین یا نیروی آموزشی ناکافی روبرو شوند. برای هر یک راه‌حل‌های عملی وجود دارد؛ مثلاً یکپارچه‌سازی آموزش سواد هیجانی در فعالیت‌های روزمره کلاس برای صرفه‌جویی در وقت و برگزاری کارگاه‌های کوتاه برای والدین جهت افزایش همراهی از جمله این راهکارهاست. همچنین سیاست‌گذاری مدرسه برای اختصاص زمان مشخص به SEL می‌تواند پایایی برنامه را بالا ببرد.

 نتیجه‌گیری و پیشنهادها برای برنامه‌ریزی بلندمدت

توانمندسازی مربی در آموزش سواد هیجانی یک فرایند نظام‌مند و بلندمدت است که نیازمند سرمایه‌گذاری در آموزش حرفه‌ای، فراهم‌سازی منابع کاربردی و ارزیابی مستمر است. پیشنهاد می‌شود برنامه‌های دوره‌ای توسعه حرفه‌ای با تاکید بر تمرین عملی، همکاری خانواده و پایش نتایج اجرا شوند. همچنین تدوین یک چک‌لیست ساده برای مربیان شامل اهداف هفتگی، فعالیت پیشنهادی و معیارهای ارزیابی می‌تواند روند برنامه‌ریزی را تسهیل کند.

منابع (فارسی و انگلیسی)

  • CASEL (Collaborative for Academic, Social, and Emotional Learning) — منابع و چارچوب‌های SEL. (انگلیسی)
  • Denham, S. A. — Research on social-emotional learning in early childhood. (انگلیسی)
  • Greenberg, M. T. — Social and emotional learning: research and practice. (انگلیسی)
  • Jones, S. M., & Kahn, J. — The Evidence Base for How We Learn: Implications for SEL. (انگلیسی)
  • صادق‌زاده، م. — اصول آموزش عاطفی در دوران ابتدایی. (فارسی، معتبر)
  • موسسه روانشناسی کودک ایران — مجموعه مقالات و راهنماهای تخصصی برای مربیان. (فارسی، معتبر)
  • پارسیان، ف. — مهارت‌های هوش هیجانی برای مربیان پیش‌دبستانی. (فارسی، معتبر)