کمک به کودک برای شروع مکالمه با دیگران

جدول محتوا

«چرا فرزندم با دیگر همسالانش حرف نمی‌زند؟»

«چرا در مهدکودک دوستی برای خود ندارد تا با او بازی کند؟»

«چرا کودکم انقدر گوشه‌گیر و خجالتی است؟»

این قبیل سوالات در گفتگوهای مادرانه نسبتا شایع هستند. پژوهش انجام شده در موسسه آکادمی کودکان امریکا (۲۰۲۳) هم نشان داده است که حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد کودکان پیش‌دبستانی در تعاملات روزمره دچار چالش هستند و به سختی می توانند مکالمه‌ای را با همسالان خود آغاز کنند. این آمار محدود به محیط‌های آموزشی نیست. در خانه و فضاهای عمومی دیگر نیز این دشواری در بین برخی کودکان مشهود است.

پژوهشگران معتقدند کم حرفی کودکان الزاما به دلیل خجالتی بودن آنها رخ نمی‌دهد. بلکه گاه کودک مهارت شروع مکالمه را به خوبی نیاموخته است. در واقع گوشه‌گیری او و عدم برقراری ارتباط با دیگران تنها به واسطه کمبود مهارت رخ می‌دهد. چیزی که با تمرین و یادگیری قابل جبران است. از طرف دیگر باید در نظر داشت که توانایی برقراری ارتباط با دیگران در کودک یکی از شاخص‌های کلیدی در سازگاری اجتماعی، رشد هیجانی و حتی پیشرفت تحصیلی در سال‌های آینده است. برای همین است که آموزش مهارت شروع و ادامه ارتباط و مکالمه امری مهم تلقی می‌شود و مربیان و والدین باید ان را در نظر داشته باشند.

آکادمی علوم و تحقیقات کودک بنیاد سلاله در این مقاله تلاش کرده است با نگاهی علمی و کاربردی راهکارهایی را ارایه دهد تا به کمک آنها والدین بتوانند نقش خود را در پرورش مهارت گفتگو و ارتباط موثر کودک بشناسند و همچنین بیاموزند چگونه می توانند با روش‌های ساده و علمی مسیر تعامل اجتماعی فرزندانشان را هموار سازند.

تحلیل علمی

پژوهش‌ها در حوزه‌ی روان‌شناسی رشد نشان می‌دهد که آغاز مکالمه با دیگران، یکی از شاخص‌های مهم در شکل‌گیری هوش اجتماعی و هیجانی کودک است. به گفته‌ی دانیل گولمن (۲۰۱۱) تعاملات کلامی اولیه، بنیان همدلی، خودآگاهی و تنظیم هیجان را در مغز کودک ایجاد می‌کند. کودکانی که در سال‌های نخست زندگی، فرصت تمرین گفت‌وگو و بیان احساسات خود را دارند، در آینده روابط عمیق‌تر و اعتمادبه‌نفس بیشتری در تعاملات اجتماعی نشان می‌دهند.

از سوی دیگر، پژوهش‌های ویگوتسکی (۱۹۷۸) تأکید می‌کند که گفت‌وگو نه‌تنها ابزار ارتباط بلکه ابزار یادگیری اجتماعی است. او معتقد بود کودکان از طریق تعامل با بزرگ‌ترها، یاد می‌گیرند چگونه مفاهیم ذهنی خود را به زبان بیاورند و در نتیجه، افکارشان سازمان‌یافته‌تر و آگاهانه‌تر شود. این نظریه پایه‌ی بسیاری از برنامه‌های آموزش مهارت‌های ارتباطی در مهدکودک‌ها و خانه‌های کودک است.

همچنین مطالعه‌ای از دانشگاه میشیگان که توسط کول و همکاران (۲۰۱۸) انجام شد،  نشان داده است که کودکانی که والدینشان در گفت‌وگوهای روزمره از پرسش‌های باز و غیرقضاوتی استفاده می‌کنند، با ۴۰٪ احتمال بیشتر در جمع‌های همسالان، گفت‌وگو را آغاز می‌کنند. این یافته نشان می‌دهد نقش والدین در شکل‌گیری الگوی گفت‌وگو، تعیین‌کننده است؛ چراکه لحن، صبر و واکنش والدین در مکالمات خانوادگی، الگوی نخستین «ارتباط امن» برای کودک محسوب می‌شود.

کمتر مقاله‌ای در زمینه فرزندپروری وجود دارد که به این حقیقت اشاره نکند که صدای عمل والدین از صدای گفتارشان بلندتر است. فرزندان ما با احتمال بسیار بیشتری رفتار خود ما را تقلید خواهند کرد. والدینی که در تعاملات اجتماعی خود با دیگران توانمندتر هستند الگوهای بهتری برای فرزندان خود برای شروع مکالمه هستند.

در نتیجه، می‌توان گفت که رشد مهارت آغاز گفت‌وگو در کودک، ترکیبی از یادگیری مشاهده‌ای (از طریق والدین) و تقویت تدریجی در محیط اجتماعی است. یعنی کودک از والدین یاد می‌گیرد چگونه وارد گفت‌وگو شود و در محیط، آن را تمرین و تثبیت می‌کند.

راهکارهایی برای تقویت مهارت شروع گفتگو در کودکان:

تقویت الگوی گفت‌وگو در خانه

کودکان پیش از یادگیری کلمات، الگوی ارتباطی را از رفتار والدین می‌آموزند. والدینی که در خانه درباره‌ی موضوعات روزمره با کودک صحبت می‌کنند — مثلاً درباره‌ی اتفاقات مهدکودک یا احساسات روز — فرصت ارزشمندی برای تمرین گفت‌وگو فراهم می‌سازند.

یادش بخیر، دوست عزیزی داشتم که هیچ وقت حاضر نبود برای رفت‌وآمد دخترش به مدرسه سرویس ثبت‌نام کند؛ چون معتقد بود بچه‌ها از مدرسه که می ایند پر از انرژی هستند و تا خانه کلی حرف می‌زنند. حق داشت. در روزگاری که وقت زیادی برای صحبت و گذران وقت با یکدیگر نداریم بهتر است از همین فرصت‌ها نهایت استفاده را ببریم.

پژوهش‌های هارت و رایزلی (۲۰۰۳) نشان داد کودکانی که روزانه در معرض گفت‌وگوهای غنی و تعامل کلامی بیشتری قرار دارند، در سه‌سالگی دایره‌ی واژگانی وسیع‌تری دارند و تمایل بیشتری به آغاز مکالمه از خود نشان می‌دهند.

استفاده از بازی‌های نقش‌آفرینی

بازی‌های نمایشی مانند «فروشنده و خریدار» یا «معلم و شاگرد» راهی طبیعی و نزدیک به واقعیت برای تمرین گفت‌وگو است. این فعالیت‌ها به کودک اجازه می‌دهند در فضایی امن، نقش‌های اجتماعی را تجربه کند و یاد بگیرد چگونه گفت‌وگو را آغاز کند و ادامه دهد. والدین در این بازی‌ها بهتر است نقش شنونده‌ی فعال را داشته باشند تا کنترل‌کننده‌ی گفت‌وگو. واکنش‌های کلامی و غیرکلامی والدین می‌تواند کودک را به ادامه گفتگو و بازی ترغیب کند.

گفتگو در بستری از پرسش‌های با پاسخ توصیفی

به جای سؤال‌هایی با پاسخ‌های کوتاه و مشخص (“بله” یا “نه”)، می‌توان از کودک پرسید:
«امروز در مهد چه چیزی خوشحالت کرد؟» یا «دوست داری با کدام دوستت بیشتر بازی کنی؟»
این نوع پرسش‌ها به کودک کمک می‌کنند تا یاد بگیرد گفت‌وگو را گسترش دهد و از پاسخ‌های تک‌کلمه‌ای فاصله بگیرد.

از طرفی باید در نظر داشت می‌توان سوالاتی را مطرح کرد که کودک ضمن پاسخ به آنها مجبور شود هیجانات خود را هم بشناسد و آن ها را نامگذاری یا توصیف نماید. این سوالات علاوه بر اینکه کودکان را به گفتگوی بیشتر ترغیب می‌کند، در تنظیم هیجان نیز به آنها کمک می کند.

 تقویت اعتمادبه‌نفس از طریق موفقیت‌های کوچک

هر بار که کودک تلاش می‌کند با کسی حرف بزند — حتی اگر چند جمله ساده باشد — تشویق کلامی والدین اهمیت دارد. تأیید رفتار ارتباطی («خیلی خوب گفتی سلام!»، «چه خوب پرسیدی!») باعث فعال شدن نظام پاداش در مغز می‌شود و تمایل کودک برای تکرار رفتار افزایش می‌یابد. (بندورا، ۱۹۸۶) البته باید مراقب بود این تشویق و ترغیب به شیوه‌ای مناسب انجام گیرد. جایزه دادن بابت هر رفتار می‌تواند منجر به اختلال در درونی‌سازی یک رفتار نادرست شود.

همکاری با مربیان در محیط آموزشی

هماهنگی میان خانه و مهدکودک می‌تواند مسیر یادگیری اجتماعی کودک را تسهیل کند. وقتی والدین و مربیان در شیوه‌ی ارتباط با کودک رویکرد مشابهی دارند، کودک احساس امنیت بیشتری در تعاملات خود تجربه می‌کند و در جمع‌ها زودتر پیش‌قدم می‌شود.

نمونه واقعی

در یکی از برنامه‌های آموزشی آکادمی، مادری از دشواری ارتباط فرزند پنج‌ساله‌اش در جمع خبر می‌داد. کودک هنگام ورود به مهد، اغلب ساکت بود و فقط با اشاره پاسخ می‌داد. پس از چند هفته اجرای برنامه‌ای ساده شامل سه گام:
۱. گفت‌وگوی روزانه در خانه (حتی پنج دقیقه در پایان روز)،
۲. بازی‌های نقش‌آفرینی کوتاه،
۳. تشویق برای هر تلاش گفتاری کوچک،
رفتار کودک تغییر چشمگیری کرد. او ابتدا سلام‌کردن را تمرین کرد و سپس توانست در گروه دوستانش پرسش‌هایی بپرسد و بازی را آغاز کند. این پیشرفت کوچک، احساس موفقیت و اعتمادبه‌نفس را در او تثبیت کرد.

نتیجه‌گیری

کودکی که یاد می‌گیرد گفت‌وگو را آغاز کند، در حقیقت در حال ساختن پل‌های ارتباطی عمیق در دنیای خود است. این توانایی نه‌تنها بر روابط اجتماعی بلکه بر رشد شناختی و هیجانی او تأثیر مستقیم دارد. همان‌طور که پژوهش‌های روان‌شناسی نشان می‌دهد، «ارتباط مؤثر» از خانه آغاز می‌شود — جایی که کودک می‌آموزد شنیده شدن، ارزشمند بودن و پاسخ دادن چگونه معنا پیدا می‌کند.

بنابراین، والدین با چند اقدام ساده می‌توانند مسیر رشد اجتماعی فرزند خود را هموار کنند:

  • هر روز زمانی کوتاه را به گفت‌وگو با کودک اختصاص دهند.
  • از پرسش‌های باز و غیرقضاوتی استفاده کنند.
  • در زمان گفتگو با کمک رفتارهای کلامی و غیرکلامی موثر کودک را به ادامه گفتگو تشویق کنند.
  • رفتارهای ارتباطی کوچک را تحسین کنند.
  • با مربیان درباره‌ی پیشرفت‌های ارتباطی کودک در تماس باشند.

در نهایت، به یاد داشته باشیم که مهارت آغاز گفت‌وگو، آموختنی است نه ذاتی. هر کلمه‌ی محبت‌آمیز، هر پرسش ساده و هر لحظه‌ی گوش‌دادنِ واقعی، زمینه‌ساز رشد درون کودک است.

منابع علمی 

  • Bandura, A. (1986). Social foundations of thought and action: A social cognitive theory. Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall.
  • Cole, P. M. (2018). Parental conversational style and children’s social competence. University of Michigan Press.
  • Goleman, D. (2011). Emotional intelligence: Why it can matter more than IQ. New York: Bantam Books.
  • Hart, B., & Risley, T. (2003). The early catastrophe: The 30 million word gap by age 3. American Educator, 27(1), 4–9.
  • Vygotsky, L. S. (1978). Mind in society: The development of higher psychological processes. Harvard University Press.